تبليغاتX
زندگی به شرط چاقو

زندگی به شرط چاقو

 

دوستم

دیدی بازی های شبانه چه زود جای خودش را در روزمرگیمان باز میکند؟

+ نوشته شده در  87/07/25ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

میدانی هر چند وقت یکبار که یکی از اطرافیان دور یا نزدیک  میمیرد

آدم تازه یادش میافتد که مرگ همین گوشه کنارها در کمین است..

انگار واقعا از رگ گردن نزدیکتر است!!

شیشه نازک دل منتظر تلنگره ...

+ نوشته شده در  87/07/22ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

کاش دل سنگ بعضیهایمان شیرین بود..

+ نوشته شده در  87/07/22ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

دیدی تن بعضیها هیچ بویی نمیدهد حتی بوی گند کافور..

به نظر تو اینکه تن بعضیها هیچ بویی ندارد خوب است یا بد؟

+ نوشته شده در  87/07/21ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

شاید راست می گفتی..

بی دلی را چنين دل گرفتگی عجيب است..

+ نوشته شده در  87/07/18ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

زندگی به شرط چاقو را تو خوب میدانی..

+ نوشته شده در  87/07/14ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

 گاهی به تو حسادت میکنم..

به لبهایت..به چشمهایت..به دستهایت..

دوست ابرو کمان من تا آنجا که ادامه داریم دوستت دارم.

و تو  به شیوه باران پر از طراوت تکراری..

و تو به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شوی..

+ نوشته شده در  87/07/11ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

این روزها آدمها پست شده اند..

پست تر از آنچه تو هستی..

این روزها آدمها برای هم پرچمهایی از جنس خشتکهایشان می سازند..

+ نوشته شده در  87/06/30ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

اگر شبی از خیابان خیس خواب های من بیرون آمدی

برای پذیراییت سیبی از سیب های سرخ باغ بالا می دزدیم..

می نشینیم کنار همان ساعت سبز خواب آلود و تا زنگ ناممکنش

از عشق و آسمان و آینه می گوییم..

+ نوشته شده در  87/06/21ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

تو را در باغچه خانه مان خاک خواهم کرد..

 شاید روزی روزگاری در آن طرف خوشبختی سبز شدی.

+ نوشته شده در  87/06/15ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

سعی کن تومهمونی که کارت دعوت ویژه برات فرستادن

 شرکت کنی و نهایت لطف رو از میزبان بخوای..

نه کم نه کوچک ..نهایت خواسته هات و غیر ممکن ترینشون.

+ نوشته شده در  87/06/12ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

زندگی با همه گه بودنش هنوز برای من زیباست..

+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

 دیدی دلهره دیروز چیزی از غم امروزمان کم نکرد؟

 

+ نوشته شده در  87/05/13ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

 دوستم

 من مثل بقیه نیستم .. مشتت را باز کن ..

 حداقل یک تــــــــــــــف کف دستت می گذارم.

 می توانی همراه خاکی کنی که روی سرت جمع کرده ای.

 خانه ای بسازی امن که وقت هجوم کلاغها به آن پناه ببری.

 به قار قارشان که خوب گوش کنی خیلی چیزها دستگیرت می شود.

 انها هم از سیاهی تو بیزارند..

از اینکه سیاه تر از آنهایی.

 

 

+ نوشته شده در  87/05/09ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته‌ای

 از این آشفته‌ام که دیگر نمی‌توانم تو را باور کنم.

+ نوشته شده در  87/04/21ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

اگر روزگار غریبی می کندبه خاطر این است که

 خیلی ها فکر می کنند که وقت زیادی برای انسان شدن دارند...!

+ نوشته شده در  87/04/19ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

دوستم

خداوند همه چيز مي‌شود همه کس را....

به شرط اعتقاد

به شرط پاکي دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهيز از معامله با ابليس

 

 

+ نوشته شده در  87/04/06ساعت   توسط سوسک نجیب 

 

 دوستم

ديدار به قيامت ، شايد نه ! ديدار باشد به خواب بعدی..

 ديشب مجال برای تنبيهت نبود ، فرصت بعد اگر قسمت بود تلافی ات ميکنم.

 همه اش مال منی . نميتوانی سهمم را بگيری.

+ نوشته شده در  86/11/29ساعت   توسط سوسک نجیب